بهینهسازی خونرسانی ناحیه گیرنده در کاشتهای پُرتراکم با الگوی فیلی

در کاشت موی پُرتراکم، مسئله اصلی فقط «چند تا گرافت» نیست؛ سؤال مهمتر این است که آیا خونرسانی پوست سر توان تحمل این حجم تروما و تراکم را دارد یا نه؟ اگر فشار مکانیکی ناشی از تیغهای متعدد و حجم بالای گرافتها، از ظرفیت عروقی پوست بیشتر شود، نتیجه میتواند از ریزش شدید گرافتها تا نکروز ناحیه گیرنده متغیر باشد. تکنیک «کاشت فیلی» دقیقاً روی همین نقطه تمرکز میکند: بهینهسازی خونرسانی بدون اینکه مجبور شویم تراکم نهایی را در ناحیه پرخطر کم کنیم.
خونرسانی ناحیه گیرنده؛ مشکل از کجا شروع میشود؟
پوست سر یک شبکه پیچیده از شریانها و مویرگها دارد که در حالت عادی بهراحتی نیاز فولیکولها را تأمین میکند. اما در کاشت موی پرتراکم سه اتفاق همزمان میتواند این تعادل را بههم بزند:
- ایجاد تعداد زیاد شکاف (تیغ) در یک سطح محدود
- تورم و افزایش فشار داخل بافتی بعد از اسلیتزدن
- کاشت همزمان تعداد زیادی گرافت که خودشان نیاز فوری به خون و اکسیژن دارند
در روشهای کلاسیک، این سه فشار در یک بازه زمانی کوتاه روی همان منطقه تخلیه میشود. در افراد سالم معمولاً مشکل حادی ایجاد نمیکند، اما در بیماران پرریسک یا در تراکمهای خیلی بالا، همین ترکیب میتواند زمینه ایسکمی و حتی نکروز را فراهم کند.
فلسفه الگوی فیلی: حفظ تراکم، تغییر زمانبندی
در بسیاری از رویکردهای محافظهکار، برای کاهش ریسک، اولین راهحل این است که تراکم را در ناحیه حساس کم کنیم. کاشت فیلی مسیر دیگری را انتخاب میکند:
- تعداد شکافها و تراکم نهایی در «منطقه پرخطر نکروز» حفظ میشود؛
- اما زمان کاشت گرافتها در این ناحیه جابهجا میشود.
یعنی در زون پرخطر، همان تعداد تیغ زده میشود که برای نتیجه نهایی لازم است، اما گرافتها همان روز وارد این شکافها نمیشوند. ابتدا فقط اسلیتزدن انجام میشود، سپس بعد از یک فاصله حداقل ۲۴ ساعته، گرافتها در همان شکافهای آماده کاشته میشوند.
به این ترتیب، فشار عروقی بهجای اینکه در یک لحظه به اوج برسد، در دو فاز قابلتحمل تقسیم میشود.
سه مرحله کلیدی در بهینهسازی خونرسانی با الگوی فیلی
در ناحیه پرخطر، کاشت فیلی عملاً این سه مرحله را پیاده میکند:
- ایسکمی اولیه – روز اول، فقط اسلیتزدن پرتراکم
در روز اول، در کل ناحیه گیرنده از جمله زون پرخطر، تیغها طبق طرحِ پرتراکم زده میشوند. عروق ریز بریده یا فشرده میشوند و یک ایسکمی اولیه طبیعی رخ میدهد. اما هنوز گرافتی در این منطقه کاشته نشده که فشار اضافی ایجاد کند. - فاز ریکاوری عروقی – فاصله حداقل ۲۴ ساعته
در ۲۴ ساعت بعد، بدن تلاش میکند با باز کردن مسیرهای جانبی، کاهش تورم و تنظیم مجدد جریان خون، وضعیت مویرگها را بهبود دهد. در این مدت:
- فشار داخل بافتی کمتر میشود
- رنگ و قوام پوست قابل پایش است
- و زون پرخطر از یک شوک حاد، وارد یک وضعیت پایدارتر عروقی میشود
- ایسکمی ثانویه کنترلشده – روز دوم، کاشت گرافتها
در روز دوم، گرافتها در همان شکافهای از قبل آماده در زون پرخطر کاشته میشوند. حالا بافت، موج دوم تروما (حضور گرافتها و فشار جدید) را در شرایطی میپذیرد که خونرسانیاش نسبت به روز قبل پایدارتر و قابلاتکاتر است.
نتیجه این است که هم تراکم نهایی کامل میشود، هم خونرسانی در حساسترین نقطه بهصورت مرحلهای مدیریت شده است.
نقش «منطقه پرخطر نکروز» در طراحی خونرسانی
الگوی فیلی یک منطقه خاص را بهعنوان «زون پرخطر نکروز» روی پوست سر تعریف میکند؛ ناحیهای که بر اساس تجربه و آناتومی، احتمال ایسکمی شدید در آن بیشتر است (معمولاً بخشهای مرکزی یا مناطقی با اسکار و کشش بالاتر).
در این زون:
- تراکم نهایی کم نمیشود،
- تیغها به همان تعداد طراحیشده زده میشوند،
- اما کاشت گرافتها بهصورت مرحلهای و با فاصله زمانی انجام میشود.
در مقابل، در زونهای کمخطرتر (جلوی سر، کنارهها، حلقههای اطراف) همان روز اول هم تیغ زده میشود و هم گرافت کاشته میشود؛ چون ظرفیت عروقی آن نواحی بهتر است.
این ترکیب باعث میشود کل ناحیه گیرنده از نظر خونرسانی یکدست تحت فشار قرار نگیرد و مرکز پرخطر، یک لایه اضافه از محافظت عروقی داشته باشد.
تأثیر این الگو بر بقای گرافتها
وقتی خونرسانی ناحیه گیرنده اینگونه مدیریت شود:
- گرافتها بعد از کاشت سریعتر به منبع اکسیژن و مواد غذایی متصل میشوند،
- احتمال شوک ایسکمیک و ریزش ناشی از ضعف خونرسانی کاهش مییابد،
- و فرایند نئوواسکولاریزاسیون (تشکیل عروق جدید دور گرافتها) در بستری کماسترستر اتفاق میافتد.
به زبان ساده، الگوی فیلی بهجای قربانیکردن تراکم، شرایط عروقی را طوری تنظیم میکند که همان تراکم، شانس بقای بالاتری داشته باشد؛ مخصوصاً در بیماران پرریسک و کاشتهای فوقپرتراکم.





